تبلیغات
نبش قلب - .....
می نویسم که گریه نکنم

.....

سه شنبه 13 خرداد 1393 08:35 ق.ظ

نویسنده : نگـــار غفــــاری
همه شادت میخواهند
اما به حال تو فرقی نمی کند
اینجا هرچه از ترسهایم بنویسم
تو همچنان آرام گوش می دهی
این پنجاه روز مسخره را بیا با هم تحمل کنیم
خودمان را بزنیم به بیعاری
به اینکه همه چیز خوب است و
اتاق  سه در چهار همان قصر رویای است
و این تنهایی که کسی در وقت بیماری
در برت نیست اصلا هم بد نیست
و این رفت و آمدهای کسل کننده که نه
دیگر از کسل کننده گذشته
رفت و آمدهای جانکاه
این که همه چیز را بگذاری به روز موعود
و زمان متوقف شود  تا آن روز
اینها هیچکدام بد نیست
چرا که به قول آنها آن عدد چند رقمی
که میشود هر لحظه همه جا خرجش کنی
خیلی شیرین تر از همه اینهاست
من میدانم این پنجاه روز را که برایت موعود کرده اند
آخرش همان روز است و همان
نه معجزه ای می شود
نه روزی بهتر
نه راهی تازه
که یک بار فریب این روزها را خوره ام و می گویم
بعد این روزها که به موعود برسم
باز هم چند روز این روزهای وحشی تمدید می شوند
و من باز از درون میشکنم پیش تو
و چه خوب که تو هیچوقت به رویم نمیاوری که چقدر بدعنق شده ام
چه خوب که تو هستی
من تمام ترسهایم را پیش تو میگویم
و پیش آنها با لبخندی بر می گردم
بگذار دلشان خوش باشد
که من گریه یادم رفته است




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 خرداد 1393 08:47 ق.ظ