تبلیغات
نبش قلب - ...........
می نویسم که گریه نکنم

...........

سه شنبه 13 خرداد 1393 09:38 ق.ظ

نویسنده : نگـــار غفــــاری
پرسید : دیگر درد که نمی کند
گفتم : نه
صدایم گرفته بود
دلم شکسته بود
بغض راه گلویم را بسته بود
روزها بود که روحم فرسایش می رفت
دلم زخم بود
و روانم در رنج
اما
فقط جسمت را دیدند
زخمی به تنت نباشد
دردی به جسمت نباشد
درد تنم را می پرسد
دلگیر و غمزده که می گویم : نه
دیگر نمی پرسند پس چرا غمگین
تنت را می بینند
فقط تنت را
روحت که بمیرد
اهمیتی نیست
تنت زخم نباشد
جسمت درد نداشته باشد
به درک که داری می میری
به درک که روحت می فرساید
به درک که روانت بیمار شود
آخر سر
می گویند تو قوی نبودی
تو صبر نداشتی
همان حرفهای کلیشه همیشگی
به درک که می میرم
بگذار آنها خوش باشند
دیگر وقت دلتنگی نمیروم پای صحبت شان
می گویم سرم شلوغ هست
بگذار دلشان خوش باشد
من اینجا حالم خوب است




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 13 خرداد 1393 09:53 ق.ظ